بی قانونی - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
گاهی اوقات بی قانونی ؛عجیب بیداد می کند در عاشقی ….یکی دور می زند …اما …. دیگری جریمه میشودو تاوان میپردازد …
گرگ... - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
گرگ ها هرگز گریه نمی کننداما گاهی چنان عرصه زندگی بر ان ها تنگ میشه که بر فراز بلند ترین قله کوه میروند و درد ناک ترین زوزه ها را میکشند
یهـو - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
بعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . !یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !... ... ... بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !یهـو میشن ...
فرا رسیدن ماه خدا - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندم . . .التماس دعا
اشک است و بس - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
همدم تنهایی شب های من ، اشک است و بس مرهم زخم دل تنهای من ، اشک است و بس گر نمیبینی غمی اندر نگاه خسته ام آنچه میشوید غم از چشمان من اشک است و بس
لبخندی ،اشکی - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
اگه هیچوقت بعد از هر لبخندی خدا رو شکر نمیکنیحقی نداری بعد از هر اشکی اون رو سرزنش کنی
بازگشت،پسری برای خواهر،و پسری برای عشقش - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
آمدم باز هم دوباره می خواهم وب رو با مطالب شلوغ کنم همه بیاییند و دوباره برام نظر بگذاریندگفته های دو شکست خورده یکی مشرق یکی مغرب. رفتم نشستم کنارش گفتم:برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟ گفت:بفروشم که چی؟ تا دیروز میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مرد با گریه گفت:تو میخواستی گل بخر...
چارلی چاپلین - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
چارلی چاپلین میگفت :آموخته ایم که با پول می توان خانه خرید ولی آشیانه نهمی توان رختخواب خرید ولی خواب نهمی توان ساعت خرید ولی زمان نهمی توان مقام خرید ولی احترام نهمی توان کتاب خرید ولی دانش نهمی توان دارو خرید ولی سلامتی نهمی توان آدم خرید ولی دل نه........
مادر همیشه دوستت دارم - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
مــــــــادرم ...خنده ای دارد ...که نوای هــــــــــــزار زنگوله است ...هرگز نفهمیدم چگونه اینطور میخندد...اما فکر میکنم به این خاطر است که ...خیلی گــــــریه کرده است ....فقط آنهایی که خیلی گریه کرده اند ...میتوانند قدر زیباییهای زندگی را بدانند ...و خوب بخندند...
پیدات کنم - تاریخ: 1391/5/25 ساعت: 14:00
...ديشب كه باران آمد...ميخواستم سراغت رابگيرم......اماخوب ميدانستم اين بارهم كه پيدات كنم.......باز زير چتر ديگراني....
گرگ... - تاریخ: 1391/5/23 ساعت: 19:32
    گرگ ها هرگز گریه نمی کنند اما گاهی چنان عرصه زندگی بر ان ها تنگ میشه که بر فراز بلند ترین قله کوه میروند و درد ناک ترین زوزه ها را میکشند